از سطح ژنتیک تا مقیاس حوضههای آب، مسئله آب به همه ارتباط دارد.
بر روی زمین، سیاره آبی، آب رشتهای است که زندگی، معیشت و مناظر طبیعی را به هم میبافد. آب زیستشناسی را به زیرساخت، مزارع را به بازارها و سیاستها را به مردم پیوند میدهد. از ژنهای موجود در محصولات کشاورزی تا رودخانههایی که مناطق وسیع را سرپا نگه میدارند، آب بر تصمیمات در هر مقیاس و هر بخش تأثیر میگذارد و از آنها تأثیر میپذیرد.
با این حال، با وجود نقش محوری آب در کشاورزی، انرژی، برنامهریزی شهری و بخشهای دیگر، سیاستها و تصمیمات همچنان به صورت مجزا گرفته میشوند و نقش پیونددهنده آب نادیده گرفته میشود. همانطور که کمیسیون جهانی اقتصاد آب (GCEW) تأکید کرده است، آب؛ بهویژه «آب سبز»، یعنی آبی که در خاک قرار دارد و از اکوسیستمها و کشاورزی دیم پشتیبانی میکند؛ همچنان کمارزشگذاری میشود. این جریانها و خدماتی که از آنها حاصل میشود، اغلب در چارچوبهای اقتصادی و سیاستی نامرئی باقی میمانند و به نابودی گسترده تالابها، تضعیف عملکردهای هیدرولوژیکی و کاهش شدید تنوع زیستی منجر میشوند.
پیشبرد مفهوم «از ژن تا حوضه» بهعنوان چارچوبی برای کل سیستم
رویکرد «از ژن تا حوضه» یک دیدگاه در سطح سیستم است که نقشه راه یکپارچهسازی سامانههای آبی CGIAR برای سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۳۰ را پشتیبانی میکند؛ چارچوبی راهبردی که مشترکاً توسط CGIAR و مؤسسه بینالمللی مدیریت آب (IWMI) توسعه یافته است. این مفهوم برای بهرهگیری از علم، از مقیاس ژنتیک تا کل حوضههای آبریز، طراحی شده تا مدیریت آب را متحول کند. این رویکرد، آب را در مرکز نوآوری، حکمرانی و پایداری قرار میدهد و آن را نه موضوعی جدا، بلکه نیرویی همبند میداند که بخشها، مقیاسها و راهحلها را به هم متصل میکند.
در سطح ژنتیکی، دانشمندان ارقام گیاهی مقاوم به تنش را توسعه میدهند که قادر به تحمل خشکی، گرما، غرقاب یا شوری باشند؛ ویژگیهایی که تحت تغییرات اقلیمی و رژیمهای جدید آبی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
در سطح مزرعه، این نوآوریها با روشهای زراعی کارآمد در مصرف آب ادغام میشوند، مانند تنظیم زمان کاشت، مدیریت آبیاری و انتخاب محصولات برای بهینهسازی مصرف آب.
در سطح جامعه، حکمرانی، نقش کلیدی دارد تا نهادهای محلی تقویت شوند و دسترسی به آب عادلانه، شفاف و مشارکتی باشد.
زیرساخت نیز اهمیتی حیاتی دارد. رویکرد «از ژن تا حوضه» سامانههای طبیعی و ساختهشده را به هم پیوند میدهد؛ شامل تالابها، جنگلها، آبگیرها، کانالها، مخازن و پمپها، تا جریانها و ذخیره آب را بهطور پایدار مدیریت کند.
در مقیاس حوضه، این رویکرد امکان برنامهریزی و مدیریت هماهنگ زمین و آب را فراهم میکند؛ مدیریت تخصیصها، جریانها و مبادلات در کل حوزههای آبریز، حتی آنهایی که مرزهای سیاسی را در مینوردند.
این یکپارچگی در چندین مقیاس است که به رویکرد «از ژن تا حوضه» قدرت میدهد؛ زیرا سامانههای آبی تابآور میسازد که به کشاورزان، اکوسیستمها و جوامع خدمت میکند.
رویکرد «از ژن تا حوضه» در عمل چگونه است؟
اجرای رویکرد «از ژن تا حوضه» مسئولیتی مشترک در سراسر CGIAR است و IWMI همکاری نزدیکی با مراکز CGIAR دارد تا آن را به واقعیت تبدیل کند. در مناطق مختلف، پژوهشهایی به رهبری IWMI این رویکرد را به راهحلهای ملموس و یکپارچه تبدیل میکنند.
در چندین کشور آفریقایی، از جمله بورکینافاسو، غنا و بهویژه اتیوپی و زامبیا، ابزارهای حسابداری آب مبتنی بر تصاویر ماهوارهای با همکاری Digital Earth Africa در حال آزمایشاند تا تصمیمگیری در استفاده از آب را بهصورت لحظهای پشتیبانی کنند.
در گجرات هند، پمپهای آبیاری خورشیدی به سیستمهای اندازهگیری هوشمند و حسابداری سطح سفرههای آب متصل شدهاند تا برداشت بیشازحد از آب زیرزمینی کاهش یابد.
در دره فرغانه آسیای مرکزی، کاربران بالادست و پاییندست، از جمله کشاورزان، انجمنهای بهرهبرداران آب و مدیران کانالها، تصمیمات زراعی خود را با پیشبینی ذوب برف و دادههای نظارت بر آب سطحی و زیرزمینی هماهنگ میکنند و این امکان را میدهند که آبیاری در تمام طول سال انجام شود.
تحت ابتکار تنوعبخشی CGIAR در شرق و جنوب آفریقا (Ukama Ustawi) و برنامه توسعه مقیاسپذیری برای اثرگذاری، IWMI در دره ریفتِ مرکزی اتیوپی کار کرده است: ارزیابی آب زیرزمینی، آزمایش آبیاری خورشیدی و مدلسازی در دسترس بودن آب و تشدید کشاورزی تحت شرایط اقلیمی کنونی و آینده. بر پایه این تلاشها، IWMI اکنون بستههای فناوری خورشیدی (محصول، خاک، آب و تأمین مالی) را ویژه کشاورزان خردهمالک طراحی میکند.
در همین حال، سایر مراکز CGIAR در حال توسعه نوآوریهایی در حوزه محصولات مقاوم به اقلیم، زراعت و خوراک دام هستند. این نوآوریها در قالب «بستههای راهحل» همراه با مسیرهای مقیاسپذیری مشترک، ادغام میشوند تا پذیرش عادلانه و اثرگذاری بلندمدت تضمین شود.
اینها مداخلات جداگانه نیستند؛ بلکه سامانههایی درهمتنیدهاند. برای نمونه، کار مرکز بینالمللی بهبود ذرت و گندم (CIMMYT) در توسعه ارقام ذرت مقاوم به خشکی نمونهای از رویکرد «از ژن تا حوضه» است. این نمونه نشان میدهد چگونه نوآوریهای سطح ژنتیکی به هیدرولوژی، زیرساخت، فناوری و سیاست پیوند میخورند و چگونه نوآوری در یک سطح، تابآوری کل سامانه آب و غذا را تقویت میکند.
تفاوت رویکرد «از ژن تا حوضه» با رویکردهای دیگر
«از ژن تا حوضه» تمرکز صرف بر آب نیست؛ بلکه آب را بهعنوان نقطه ورود برای تحول کل سامانه بازتعریف میکند.
این رویکرد حوزههایی را که معمولاً از هم جدا هستند مثل ژنتیک، زراعت، هیدرولوژی و نهادها، گرد هم میآورد و چارچوبی یکپارچه مبتنی بر سیستم ایجاد میکند. این رویکرد اقدام محلی را به برنامهریزی سطح بالا متصل میسازد: از جریان شلنگ یک کشاورز تا دبی خروجی یک حوضه، و از تصمیمهای یک روستا تا دادههای روی داشبورد یک سیاستگذار. همچنین تمرکز را از معیارهای محدود مانند عملکرد محصول یا کارایی، به اهداف گستردهتر تغییر میدهد: تابآوری، شمول و عدالت.
این رویکرد، تکاملی روشن نسبت به رویکردهایی مانند انقلاب سبز است که تولید غذا را افزایش داد اما پیامدهای ناخواستهای مانند آفت آب زیرزمینی، شوری و افزایش نابرابری ایجاد کرد.
رویکرد «از ژن تا حوضه» بر پایه این درسها ساخته شده است و مسیر استقرار پایداری، تابآوری آبی و عدالت اجتماعی در قلب نوآوری را ارائه میدهد.
از مفهوم تا عمل
«از ژن تا حوضه» تنها یک ایده نیست؛ بلکه مجموعهای روبهرشد از اقدامات عملی است. پژوهشگران و متخصصان در مناطق مختلف در حال توسعه ابزارهای تشخیصی هستند تا چالشهای آبی را در مقیاسهای مختلف بهتر درک کنند. آنها در حال ایجاد پلتفرمهای چندذینفعهاند که کشاورزان، دانشمندان و سیاستگذاران را در کنار هم قرار میدهند تا راهحلهای بومی و مشترک طراحی کنند. همچنین توصیههای سیاستی و دستورالعملهایی تولید میکنند که تفکر پیچیده سیستمی را به توصیههای قابل اجرا تبدیل میکند. افزون بر این، مطالعات موردی میانکشوری انجام میشود تا این رویکرد در زمینههای اجتماعی، اکولوژیک و سیاسی مختلف انطباق یافته و آزمایش شود.
این تلاشها با «برنامه نوآوریهای سیاستی CGIAR که هدف آن بهینهسازی همافزاییها و کاهش مبادلات میان حوزههای آب، انرژی، غذا و اکوسیستم است، همراستا است. هر دو رویکرد، هدف مشترکی دارند: پیوند دادن نوآوریها در حوزهها و مقیاسهای مختلف و ساختن سامانههایی فراگیرتر، سازگارتر و تابآورتر در برابر عدم قطعیت.
دعوتی برای بازاندیشی و وصل دوباره
با تشدید نوسانات اقلیمی و افزایش رقابت بر سر غذا، انرژی و آب، رویکردهای قطعهقطعه دیگر کارساز نیستند. رویکرد «از ژن تا حوضه» دعوتی است: برای اندیشیدن متفاوت، همکاری فرابخشی و طراحی راهحلهایی که کشاورزان را به حوضهها، ژنتیک را به حکمرانی و داده را به اقدام پیوند دهد.